56آئينه اهل سنّت»، اين واقعه را از قول دهها منبع روايى و تفسيرى اهل سنّت آورده است. 1
2. در منابع اهل سنت آمده است كه بسيارى از صحابه اعم از مهاجران و انصار خلافت را حق على(ع) مىدانستند و خلافت ابوبكر را قبول نداشتند و شمارى از آنها براى اعتراض، در خانه على(ع) جمع شده بودند. عمر با عدهاى شمشير بهدست به سوى آنان آمد. وى ابتدا از آنها خواست از خانه على(ع) خارج شده، براى بيعت نزد ابوبكر بروند، امّا وقتى بىاعتنايى آنها را ديد دستور داد: هيزم بياوريد تا اين خانه را با اهلش آتش بزنم. مردم گفتند: عمر! فاطمه در آن خانه است! گفت: حتى اگر فاطمه باشد...! 2
3. اهل سنت نوشتهاند كه على(ع) در زمان خلافتش به واقعه غدير استناد مىكرد و از كسانى كه در غديرخم بودند، شاهد مىگرفت. عدهاى هم شهادت مىدادند و كسانى هم كه شهادت نمىدادند به نفرين على(ع) گرفتار شدند. 3
على(ع) مىفرمود:
«اَرى تراثي نَهباً» 4؛ «مىبينم كه ارث مرا به غارت بردهاند».
همچنين مىفرمايد:
أصْغَيا بإنائِنا وَ حَمَلا النّاسَ عَلَى رِقابنا. 5
آن دو [ابوبكر و عمر] ظرف ما را [كنايه از خلافت و حكومت] وارونه كردند و ديگران را بر گردۀ ما مسلط نمودند.