2773. تعصب شما در پذيرش روايت به مراتب شديدتر از شيعيان است؛ به طورى كه روايتهايى از منابع اهل سنت را كه با تمام معيارها و قرائن و شواهد صحيح است، صرف اينكه يكى از راويان آن، متهم به شيعه بودن است، رد مىكنيد. براى نمونه واقدى را صرفاً به دليل اينكه گفته: «على معجزه رسول خداست، همانطور كه عصاى موسى و زندهشدن مردگان به دست عيسى معجزه بود» به او نسبت تشيع داده و روايتهاى او را رد مىكنيد و... .
4. تقيه در مذهب شيعه امرى قطعى است. امامان معصوم(عليهم السلام) در بعضى موارد از روى تقيه سخنى مطابق عقايد حاكمان جور بنىاميه و بنىالعباس بيان مىكردند. بنابراين برخى روايتهاى اهل بيت را كه براساس تقيه گفته شده و با ضوابط و معيارهاى خاص شناخته مىشود معتبر نيست، بلكه به رواياتى عمل مىشود كه از روى تقيه بيان نشده باشد.
142. مصداق ستوده شده در كلام على(ع)
صاحب نهجالبلاغه مىنويسد:
على(ع) ابوبكر و عمر را ستوده و درباره ابوبكر گفته است: او پاك و در حالى كه عيب اندك داشت از دنيا رفت، خير دنيا را بهدست آورد و پيش از آنكه به شرّ آن گرفتار شود از دنيا رفت...
شيعيان چگونه اين سخن على[(ع)] را درباره ابوبكر با آنچه خودشان به ابوبكر و عمر نسبت مىدهند توجيه مىكنند؟
پاسخ
1. در اين خطبه [خطبه 228 نهجالبلاغه] نامى از ابوبكر و عمر نيامده است، بلكه على(ع) فرموده:
«للهِ بَلاءُ فُلانٍ...» ؛ «خداوند به فلانى پاداش دهد».