276از ميان رفته و بعضى موجود است و اصول و كتب چهارگانه اصلى بر اساس آن اصول اربعمأه فراهم آمد.
3. مىگوييد: «اگر از كتب ديگر نوشتهاند، چرا به آنها اشارهاى نكردهاند؟»
علامه مجلسى و محدث نورى هيچ حديثى را بدون نوشتن نام منبع ثبت نكرده است و تمام منابع و روايتهاى وسائل الشيعه نيز بىاستثنا، در پاورقى آمده است.
4. اين آثارى كه نام برده شد، تنظيم و تبويب جديد از كتابهاى اصلى (اصول اربعه) شيعهاند نه چيزى ديگر كه همانند اين كار در ميان اهل سنت نيز انجام شده و جامع المسانيد و السنن ابن كثير و جامع الاحاديث سيوطى و امثال آن بهترين گواه بر اين مطلب است.
141. معيار رد روايات در شيعه
روايتها و احاديث بسيارى، در كتب شيعه، از اهل بيت[(عليهم السلام)] نقل شده كه با روايتهاى اهل سنت مطابق است، اما شيعيان اين روايتها را به بهانه اينكه از سر تقيه گفته شدهاند، تاويل مىكنند؛ زيرا با ميل و هواى نفس آنها سازگار نيست.
پاسخ
1. يكى از معيارهاى شيعه در پذيرش احاديث، اعتبار سند آنهاست؛ اگر سند روايتى، از اهل سنت يا از مذهب ديگرى جز شيعه باشد، اما مورد اعتماد و اطمينان باشد، شيعه، آن حديث را «موثق» مىداند.
2. همانطور كه شما، براى پذيرش روايت معيار و اصول مشخصى داريد و هر روايتى كه برخلاف آن باشد را حتى از راويان معتبر شيعه هم نمىپذيريد، شيعه نيز براى پذيرش روايت ملاكهاى مشخص خود را دارد و از آنها چشمپوشى نمىكند.