261منتهىالطلب مىگويد: «كمك گرفتن از ذمىها براى جنگيدن با شورشيان جايز است». اين تناقض بيانگر چيست؟
پاسخ
1. چگونه است كه وقتى بعثىها با ايران شيعى مىجنگيدند با تمام امكانات مادى و تبليغى، به آنها كمك مىكرديد و صدام را سردار قادسيه لقب داديد، اما چه شد كه صدام سنى در حمله به عربستان مرتد شد؟
شما در پرسش 170 ايراد گرفتهايد كه شيعه، على(ع) را مقياس قرار داده است، هر كدام از اصحاب در كنار او باشد خوب و هركدام مخالف ايشان باشد، بد است.... ، در حالى كه شيعه بنا بر روايتهاى رسول خدا(ص) كه على(ع) را معيار حق معرفى كرده است، چنين ديدگاهى دارد، اما شما وهابيان، معيار زشتى انتخاب كرديد و آن هم اينكه هركس با شيعه مبارزه كند، مؤمن و هركس عليه شما اقدامى كند مرتد مىدانيد!
2. اعتراض علماى شيعه اين بود كه چرا شما يك حزب منحرف (بعث) را به سبب دشمنى با شيعه، آنقدر تقويت كرديد كه همان حزب منحرف گريبانگير خودتان شود و مجبور به استمداد از كفار شويد؟
3. در آغاز حمله بعثىها به ايران كه اهل سنت (بهخصوص وهابىهاى عربستان) با تمام توان از آنها حمايت مىكردند، امام خمينى(رحمة الله) در يك هشدار تاريخى و آگاهانه به شما اعلان فرمود: «اين شخص [صدام] را اينقدر كمك نكنيد، يك روز پاچه خود شما را خواهد گرفت».
4. شيعه كمك گرفتن از كافر ذمى را اگر جايز مىداند به دليل آن است كه وى تحت ولايت مسلمين عمل مىكند، اما كمك گرفتن از آمريكا، كمك از كافر ذمى نبود، بلكه پذيرش ولايت كافرين بر عليه مسلمين بود و حال آنكه خداوند اجازه نداده كه كفار بر مسلمين مسلط باشند؛ چنانكه مىفرمايد: وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكٰافِرِينَ