235به شيعه مىگوييم كه در اين احاديث، تعبير امير و خليفه آمده است، در حالى كه جز على و حسن[(عليهما السلام)]، امامان ديگر شيعه به خلافت نرسيدند.
پاسخ
1. «خليفه» بهمعناى جانشين است نه حاكم؛ جانشين مىتواند حاكم باشد يا نباشد.
رسول خدا(ص) از علما هم به «خلفائى» تعبير كرده است؛ در حالى كه علما جز در مواردى نادر حاكم نيستند. امير نيز در فرمايش پيامبر(ص) بهمعناى امير حقيقى است؛ چه قدرت اجرايى داشته باشد چه نداشته باشد؛ چه مردم از او اطاعت كنند چه نكنند.
خداوند در بحث امر به معروف و نهى از منكر مىفرمايد: ( تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ... )؛ «امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد». (آل عمران: 110)
آيا مىتوانيد ادعا كنيد فقط آنها كه حاكم هستند امر به معروف و نهى از منكر مىكنند نه ديگران؟
همچنين خداوند مىفرمايد: ( وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاٰةِ )؛ «خانواده خود را به نماز فرمان ده». (طه: 132)
آيا بايد شخص حاكم باشد تا اين وظيفه را انجام دهد؟ آيا همه آمران به معروف حاكم هم هستند؟ آيا همه آنها قدرت اجرايى دارند؟ آيا تمام مردم از آنها اطاعت مىكنند؟ بىترديد چنين نيست. پس الزامى ندارد «امير» كه در روايتها آمده است، ناگزير بهمعناى حاكم باشد.
رسول خدا(ص) در فرمايشات متعدد، امامان را از نسل على(ع) معرفى كرد:
مَنْ أحَبَّ انْ يَركبَ سَفينةَ النَّجاةِ وَ يَتَمَسَّك بِالْعُروَةِ الْوثْقى وَ يَعتصمَ بِحبلِ الله الْمتينِ فَلْيوُالِ عَلياً وَ لْيأتمَّ بِالهُداةِ مِنْ وُلده. 1
هركس دوست دارد، بركشتى نجات سوار شود و به دستگيرهاى مطمئن چنگ