179
تقيه بعضى پيامبران در قرآن
1. حضرت يوسف(ع) تصميم گرفت به بهانهاى برادرش «بنيامين» را از ساير برادران جدا كند و او را نزد خود نگه دارد، پس جام سلطنتى را در بار بنيامين نهاد، و اعلان كرد: ( أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسٰارِقُونَ )؛ «اى اهل قافله شما دزد هستيد». (يوسف: 70)
ابن عربى مىنويسد: «اين نقشهاى بود كه يوسف كشيد تا بتواند برادرش را از آنها بگيرد». 1
جصاص در تفسير خود آورده است:
اينكه يوسف براى نگه داشتن برادرش نزد خود، به اين حيله توسل جست، دلالت مىكند مباح است كه انسان براى گرفتن حقّش به هر راهى متوسل شود هر چند برخلاف ميل مديون باشد. 2
چگونه است كه شما حضرت يوسف(ع) را مجاز مىدانيد كه براى گرفتن حقّش به هر وسيلهاى چنگ بزند، اما به اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) به دليل تقيه براى حفظ جان خود يا شيعيان، خرده مىگيريد؟
در تفسير البحر المحيط آمده است: «به يوسف وحى شد كه چنين روشى به كار برد». 3 همچنين آمده است:
با توجه به اينكه آنها مىدانستند پسران يعقوب درگم شدن كاسه سلطنتى از هر اتهامى پاك هستند، محال است به آنها تهمت دزد زده شود، اما بهخاطر مصلحتى كه يوسف در رسيدن به خواستهاش داشت، به او چنين وحى شد و خداوند اينگونه اراده نمود. 4