161زده است، از اينرو، پس از كشته شدن عثمان، بىدرنگ، همگى يك صدا بر خلافت على(ع) اصرار ورزيدند. امّا عدهاى از همين افراد، عدل على(ع) را تاب نياوردند و ديگر بار كوشيدند حكومت على(ع) را براندازند. حال پرسش اين است، اگر على(ع) حق نبود، چرا رهبران جمل با او بيعت كردند و اگر بر حق بود، چرا بيعت شكستند؟
نتيجه مىگيريم كه دنيا طلبان، پس از رحلت رسول خدا(ص)، از ترس عدل على(ع)، و مهاجرين به خاطر كينهاى كه با على داشتند به سراغ ابوبكر رفتند و آنگاه كه سرشان به سنگ خورد به على(ع) روى آوردند، اما اين بار هم عدل على(ع) را برنتابيدند.
76. برخورد على(ع) با معاويه
شيعيان ادعا مىكنند كه معاويه كافر و مرتد بود. در واقع، آنها با چنين ادعايى به على[(ع)] و حسن بن على[(ع)] توهين مىكنند؛ زيرا على[(ع)] در برابر معاويه مرتد شكست خورد و امام حسن[(ع)] زمامدارى را به مرتد واگذاشت. درحالىكه نمايندگان و لشكريان ابوبكر و عمر و عثمان در برابر كفار پيروز مىشدند، اما على[(ع)] وقتى نتوانست معاويه را از ورود به قلمرو و شهرهايش باز دارد او را به صلح فراخواند و از او خواست هر يك حاكم قلمرو خويش باشند. اگر ياران على[(ع)] مؤمن بودند و آنها مرتد بودهاند بايد ياران على (به دليل آيه 139 سوره آل عمران) 1 برتر قرار مىگرفتند و اين خلاف واقعيت است.