114اين روايتها، چنين آمده:
«...فَلَم يكن يعرِفُ حَقَّ اميرالْمؤمنين(ع) الّا هؤلاء السَّبعةُ» 1؛ «جز اين هفت نفر، حق على(ع) را نشناختند».
ثالثاً: حكم ارتداد صحابه در صحيحين آمده؛ هر جوابى كه عالمان اهل سنت به آن احاديث مىدهند، جواب ما همان است.
رابعاً: آنگاه كه منافقان مىتوانند كفر خود را زير نقاب اسلام پنهان كنند و بر مسلمانانى كه از نفاق آنها اطلاعى ندارند، حكم برانند و از اين رهگذر به خواستههاى خود برسند، ديگر لزومى ندارد مسلمانان را از ميان ببرند.
يزيد بن معاويه به اسلام و وحى و نبوت اعتقاد نداشت و شعر معروفى دارد و بيشتر مورخان آوردهاند:
...وَلَعَت (لَعِبَت) هاشِمُ بِالمُلكِ وَلا
خَبرٌ جاءَ وَلا وَحى نَزَل 2
خاندان هاشم به حكومت دل بسته بودند (حكومت را به بازى گرفته بودند)، والا نه خبرى از آسمان آمد نه وحيى نازل شد.
و همين بيت شعر به تنهايى براى اثبات كفر او كافى است. آيا چنين شخصى امامحسين(ع) فرزند رسول خدا(ص) را نكشت و مدينه را قتل عام نكرد و كعبه را در هم نكوبيد و ساير مسلمانان را از بين نبرد؟ مگر چنين كسى به عنوان اولىالامر بر مسلمين حاكم نبود؟
49. ارتباط نداشتن تعارض در روايات با بر حق بودن مذهب شيعه
در اين پرسش مدعى، سخن بعضى علماى شيعه را آورده است كه آنها وجود