92
النبي كما هو معلوم و مشهور، فقد جاء الرجل النبي[(ص)] و هو يخطب فقال: يا رسولالله! هلكت الأموال، و انقطعت السبل فادع الله يغيثنا - أي يمطرنا - ...الحديث. و كان الرجل مسلماً كما في الفتح 1، و الصحابة كانوا يعرفون قول الله تعالي: (وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ) ، و النبي لميقل لذلك الرجل إذا نزل بك قحط أو بلاء فلاتأتني، و تطلب منّي الدعاء، بل عليك أن تدعو الله وحدك للآية، فاتّضح أنّ هذه الآية لاتنفي الإستغاثة، لأنّ ذكر الشيء لاينفي ماعداه كما هو مقرّر في الأصول. 2
استغاثه نزد من همان درخواست از پيامبر است قبل از وفاتش يا بعد از وفاتش؛ - زيرا او بعد از وفاتش زنده است همانگونه كه خبر داده مىشنود و اعمال امتش بر او عرضه مىگردد - ، درخواست اين است كه از خدا بخواهد تا نياز و تمناى صاحب حاجت را برآورده گرداند، همانگونه كه مردم در زمان حيات و بعد از مرگش از او درخواست طلب باران كردند، همانگونه كه زود است اگر خدا بخواهد در ادله استغاثه بيايد، با آنكه باران به دست خداست نه به دست پيامبر، همانگونه كه معلوم و مشهور است.
پس مردى به نزد پيامبر(ص) آمد در حالى كه حضرت خطبه مىخواند و عرض كرد: اى رسول خدا! چهارپايان هلاك شده و راهها بسته شده است، از خدا بخواه كه ما را كمك كند؛ يعنى براى