91حتم كافر مىشود و اين امرى است مقرر و مشهور در علم توحيد.
ولى كسى كه از پيامبر(ص) بعد از وفاتش مىخواهد كه براى او استغاثه كند، اعتقاد به ربوبيت و زندهكننده و ميراننده بودن، خالقيت، رازقيت بودن به طور حقيقى او ندارد. و پيامبر(ص) به امتش چيزى تعليم نمىدهد كه منجرّ به كفر و شرك گردد، در حالى كه به شخص كورى تعليم داد كه اينگونه در دعايش بگويد: (اى محمّد! همانا من به واسطه تو به سوى خدا در حاجتم رو مىكنم).
و شخص استغاثهكننده اينگونه مىگويد. و امّا گفتار كسى كه گفته: اينگونه سخن راهى به شرك است و بهتر ترك آن مىباشد، در جواب او مىگوييم: اينگونه نيست؛ زيرا پيامبر(ص) امتش را چيزى تعليم نمىدهد كه منجرّ به شرك شود. و اين كار موجب تعطيل عمل به احاديث صحيح است به استناد اينكه اين امور راهى به شرك مىباشد، و اين جدّاً كلامى خطرناك است، و امامان از محدثان و فقيهان هميشه در ابواب نماز حاجت يادى از حديث شخص كور
كرده و امت را تشويق مىكنند در آن دعا بگويند: اى رسول خدا! همانا من به واسطه تو در حاجتم به سوى خدا رو مىكنم...
وى (حسن بن على سقاف شافعى) پيرامون استغاثه مىگويد:
الإستغاثة عندي هي الطلب من النبي قبل وفاته أو بعد وفاته -لأنّه بعد وفاته حي كما أخبر يسمع و تعرّض عليه أعمال أمّته- أن يدعو الله تعالي في تلبية حاجة لصاحب الحاجة، فقد طلب الناس منه[(ص)] الأستقاء في حياته و بعد مماته كما سيأتي إن شاء الله في ادلّة الإستغاثة، مع كون المطر بيدالله ليس بيد