722. طبرانى در «المعجم الكبير» به سند صحيح از عثمان بن حنيف نقل مىكند:
شخصى به جهت حاجتى مكرّر نزد عثمان بن عفّان مراجعه مىنمود، ولى عثمان به خواستهاش توجّهى نمىكرد؛ تا اينكه در بين راه عثمان بن حنيف را -كه خود راوى است- ملاقات كرده واز اين موضوع شكايت كرد. عثمان بن حنيف به او گفت: آبى را آماده كن ووضو بگير؛ به مسجد برو ودو ركعت نماز بگزار وبعد از اتمام نماز، پيامبر(ص) را وسيله قرار ده وبگو:
« اللّهم إنّي أسألك وأتوجّه إليك بنبيّك محمّد صلّي الله عليه وسلّم نبي الرحمة، يا محمّد إنّي أتوجّه بك إلي ربّي فتقضي لي حاجتي »، آنگاه حاجت خود را بهياد آور.
عثمان بن حنيف مىگويد: شخص ياد شده آن اعمال را انجام داد، آنگاه به سوى خانه عثمان روان شد، فوراً دربان آمد واو را نزد عثمان بن عفّان برد، عثمان نيز او را احترام شايانى كرد. سپس حاجتش را به طور كامل برآورد وبه او گفت: من همين الآن به ياد حاجت تو افتادم وهرگاه بعد از اين از ما حاجتى خواستى به نزد ما بيا....
عثمان بن حنيف گفت: اين دستور از من نبود، بلكه روزى خدمت پيامبر(ص) بودم كه نابينايى نزد حضرت آمد واز كورى چشم خود
شكايت نمود. حضرت(ص) ابتدا پيشنهاد كرد كه صبر كند ولى او نپذيرفت. سپس به او همين دستور را داد وآن شخص نيز بعد از اداى آن بينا شد وبه مقصود خود رسيد.