63
انّ له قدرة ذاتية أو موهوبة مفوضة من الله عزّوجلّ علي أمر من الأمور بحيث لايحتاج فيها إلي اذن جديد منه فهو مشرك، و كل من يفهم غيرالله انّه عاجز بالكلية كالميت في يد الغسال لايقدر علي شيء إلاّ إذا اراد الله سبحانه و بغي ان يأخذ هذا العمل منه فيعمل بحكم الله و اذنه و ارادته و قضائه و ينصر و يغيث و ينفع و يضرّ كذلك فهو موحد ليس مشرك؛ سواء كان ذلك الغير حياً او ميتاً، كمن فهم انّ السقمونيا مسهل بذاته، أو النار محرقة بذاتها فقد اشرك، و من علم انّ اسهال السقمونيا و احراق النار بامرالله و اذنه و ارادته فهو موحّد ليس بمشرك. 1
و حاصل اينكه هركس در حق غير خدا چه زنده و يا مرده اعتقاد
پيدا كند كه براى او قدرت ذاتى است و يا اينكه به او از جانب خداوند عزوجل امرى از امور بخشيده شده و به او تفويض گرديده است به حيثى كه در آن احتياج به اذن جديد از جانب خدا نيست او مشرك مىباشد. و همچنين هركس معتقد باشد در مورد غير خدا كه او به طور كلى عاجز است همانند ميت در دستان غسّال و قدرت بر هيچ چيزى ندارد مگر زمانى كه خداوند سبحان اراده كند و بخواهد اين عمل را از او و به حكم و اذن و اراده و قضاى او عمل كند و اينكه يارى نموده و پناه دهد و نفع و ضرر رساند، او موحد است نه مشرك، چه آن غير زنده باشد يا مرده. مثل كسى كه بداند دواى سقمونيا به ذاته مسهل يا آتش ذاتاً سوزنده است، او مشرك