56مانعى دارد كه دعاكننده دعايش را مقرون به نام پيامبر رحمت و اهل بيت پاكش كرده و آنان را در برابر حوائجش مقدم دارد؟ و اگر ما غريب ندانيم اين را كه مكان و زمان شفيع مؤثر در استجابت دعاست، چرا غريب مىشماريم شفاعت پيامبر كريم را؟! و همچنين عقل فطرى تأثير واسطه فيض را در رسيدن قاصر به همت مطلوبش، بعيد نمىداند، نظر به كمال واسطه و صلاحيت آن براى انعكاس فيضها از ناحيه او به قاصرين؛ چرا كه براى كاملين اشراقاتى است كه جوشش داشته و شامل كسانى مىشود كه قاصر از رسيدن به اهداف هستند؛ چرا كه همرديف كامل شدن كمال و مصاحبت زيبا جميل است، و به جهت يك چشم هزار چشم تكريم مىشود.
وحدت معناى توسل و استغاثه و طلب شفاعت
قاضى سبكى در اين باره مىگويد:
واذ قد تحررت هذه الانواع و الأحوال في الطلب من النبى[(ص)] و ظهور المعنى فلا عليك في تسميته توسلا أو تشفعاً أو استغاثة أو توجهاً؛ لانّ المعنى في جميع ذلك سواء. 1
و چون اين انواع و احوال را در طلب از پيامبر(ص) و ظهور معنى تحرير نمودم، پس بر تو باكى نيست در نامگذارى آن به توسل يا طلب شفاعت يا استغاثه يا توجه؛ زيرا معنا در تمام آنها يكسان است.