47
الدَّهْرُ) (جاثيه: 24)
و گفتند: چيزى جز همين زندگى دنياى ما در كار نيست؛ گروهى از ما مىميرند وگروهى زنده مى شوند؛ وجز طبيعت وروزگار ما را هلاك نمىكند!
از اين آيه استفاده مىشود كه اينان به مبدأ و معادى معتقد نبوده و حيات را منحصر به زندگى دنيا دانسته و نابودى آن را نيز به دست روزگار مىدانستند.
2. انكار خالق
از آياتى در قرآن نيز مىتوان چنين بهره گرفت كه افرادى اساساً معتقد به خالق نبودهاند؛ قرآن در مقام پاسخ به آنان مىفرمايد:
(أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخٰالِقُونَ * أَمْ خَلَقُوا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بَلْ لاٰ يُوقِنُونَ) (طور: 35 و 36)
يا آنها بىهيچ آفريده شدهاند، يا خود خالق خويشند؟! آيا آنها آسمانها وزمين را آفريدهاند؟! بلكه آنها جوياى يقين نيستند!
3. شرك در خالق
گروه ديگرى از مردم شبه جزيرة العرب به خداوند به عنوان خالق اعتقاد داشته و با اين حال موجودات ديگرى را به عنوان خالق مستقل، شريك براى خداوند مىدانستند. در واقع آنان به شرك در خالقيت اعتقاد
داشتهاند.
خداوند متعال مىفرمايد: