73دادم چه كردى؟» على بن يقطين گفت: «در خانه است و آن را در پارچهاى پيچيدهام و هر صبح و شام آن را باز مىكنم و به آن تبرك مىجويم!» هارون گفت: «هماكنون آن را بياور». على بن يقطين يكى از خادمان خود را فرستاد و گفت: «دراعه در فلان اتاق، داخل فلان صندوق و در پارچهاى پيچيده است. برو آن را زود بياور». غلام رفت و آن را آورد.
هارون ديد دراعه ميان پارچه گذاشته شده و عطرآلود است. خشمش فرو نشست و گفت: «آن را به منزل خود برگردان». ديگر سخن كسى را درباره تو قبول نمىكنم و جايزۀ زيادى به او بخشيد. آنگاه دستور داد غلامى را كه سخنچينى كرده بود، هزار تازيانه بزنند. هنوز بيش از پانصد تازيانه به او نزده بودند كه مرد. 1
10. رازگشايى
هر انسانى در زندگى فردى و اجتماعى خويش اسرارى دارد كه بايد در نگهدارى آن بكوشد. برخى از اين
اسرار، مربوط به خود و برخى مربوط به خانواده يا جامعه اوست. امروزه با توجه به وجود ابزار پيشرفته و حساس جاسوسى و اطلاعاتى و كاربرد گسترده آن براى دگرگونى