91قرآن نابود شود و نظر من اين است كه به گردآورى قرآن فرمان دهى».
به عمر گفتم: «چگونه كارى را انجام دهم كه رسول خدا(ص) انجام نداده است»؟ عمر گفت: «به خدا سوگند! اين كار بهتر است».
عمر همواره نزد من مىآمد تا اينكه خداوند در اين زمينه به من شرح صدر عنايت كرد و در اينباره با عمر همنظر شدم.
زيد مىگويد كه ابوبكر گفت: «تو مرد جوان و عاقلى، و تو را متهم نمىكنيم. تو همواره وحى را براى رسول خدا(ص) مىنوشتى. بنابراين جمعآورى قرآن را پى بگير و آن را
گردآور. به خدا سوگند! اگر جابهجايى كوهى را به عهدهام مىگذاشتند، برايم سنگينتر از فرماندادن وى به گردآورى قرآن نبود».
گفتم: «چگونه كارى را انجام مىدهيد كه رسول خدا(ص) آن را انجام نداده است»؟ گفت: «به خدا سوگند! اين كار بهتر است».
ابوبكر همواره به من رجوع مىكرد تا اينكه خداوند در اين زمينه به من شرح صدر عنايت كرد؛ همانگونه كه به ابوبكر و عمر داده بود. آنگاه جمعآورى قرآن را پىگرفتم و آن را از شاخههاى نخل و پارهسنگهاى سفيد و نازك و سينههاى مردان (حافظان) پىگرفتم تا اينكه آخر سوره توبه را نزد «ابوخزيمه انصارى» يافتم كه آن را نزد ديگرى نيافته بودم [و عبارت بود از:] «بهيقين رسولى از خود شما بهسويتان آمد كه