124«كليب» روايت مىكند و مىگويد: «همراه على(ع) بودم. زمانى كه آن حضرت شنيد [مسلمانان] در مسجد قرآن مىخوانند، فرمود: خوشا به حالشان». 1
آرى، حفظ قرآن، هرچند بخشى از آن، ميان مردان و زنان مسلمانان رايج بود؛ حتى گاهى زن مسلمان مهريهاش را آموزش يك سوره يا بيشتر، از قرآن قرار مىداد.
با اين همه اهتمام، چگونه امكان دارد گفته شود كه گردآورى قرآن تا زمان خلافت ابوبكر به تأخير افتاده است تا ابوبكر در گردآورى آن نيازمند دو شاهد باشد كه گواهى دهند آن را از رسول خدا(ص) شنيدهاند.
دليل چهارم: مخالفت اين روايات با ضرورت تواتر قرآن.
روايات گردآورى در زمان ابوبكر، با اجماع همه مسلمانان در اينباره كه قرآن جز از راه تواتر ثابت نمىشود، مخالفت دارد؛ زيرا براساس آن روايات، اثبات آيات قرآن هنگام گردآورى، به گواهى دو شاهد يا يك شاهد، كه [شهادت وى] معادل دو شاهد باشد، منحصر بوده است. بنابراين لازمهاش اين است كه قرآن با خبر واحد نيز ثابت مىشود. آيا امكان دارد مسلمانى بدان ملتزم شود؟
نمىدانم چطور اينگونه روايات كه بر ثبوت قرآن با بينه دلالت دارد، با رواياتى كه اثبات قرآن را جز از راه تواتر نمىداند، جمع مىشود؟ آيا يقين به لزوم متواتربودن قرآن، سبب يقين به دروغبودن همه اين روايات نمىشود؟