118خلاصه سخن: با وجود اين روايات چگونه مىتوان پذيرفت كه
ابوبكر نخستين كسى بود كه پس از به خلافترسيدن، قرآن را گرد آورد؟ اگر هم بپذيريم، چرا وى به زيد و عمر دستور داد قرآن را از پارهسنگهاى سفيد، شاخههاى نخل و سينه مردان (حافظان) گرد آورند؟! ولى آن را از عبدالله، معاذ و أُُبى كه هنگام گردآورى زنده بودند، نگرفت؟! با اينكه مأموريت داشتند قرآن را از آنها دريافت كنند. افزون بر اينكه زيد كه به گفته ابوبكر، جوانى عاقل و غيرمتهم بود، طبق ظاهر اين روايت يكى از گردآورندگان قرآن بود. از اين رو نيازى به پرسيدن از ديگرى نبود. همچنين اخبار بىشمار ثقلين، كه بدان اشاره خواهيم كرد، ما را رهنمون مىسازد كه قرآن، در دوران رسول خدا(ص) گردآورى شده است.
دليل دوم: اين روايات، با كتاب خدا در تعارضاند.
بسيارى از آيات كتاب خدا دلالت دارند كه سورههاى قرآن در خارج (جامعه) از يكديگر متمايز بود و سورهها ميان مردم، حتى مشركان و اهل كتاب، منتشر شده بود؛ زيرا پيامبر(ص)، كافران و مشركان را براى آوردن نظير قرآن يا ده سوره مانند آن يا يك سوره مثل آن به رقابت مىطلبيد؛ بدين معنا كه سورههاى قرآن در دسترس آنان بوده است.
لفظ كتاب در بسيارى از آيات، و اين سخن پيامبر(ص) كه فرمود: «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي» ؛ «من ميان شما دو وديعه گرانبها باقى مىنهم: كتاب خدا و خاندانم». بر قرآن اطلاق شده است كه خود دلالت دارد قرآن به صورت مكتوب، گردآورى شده بود؛ زيرا اگر قرآن در سينه [حافظان] باشد، اطلاق كتاب بر آن، صحيح نيست. بلكه بر آياتى كه در