97اين نقش، سطرى بيش نيست. جملهاى اسميه است كه مبتدا ندارد. اما خبر آن جملهاى فعليه است كه نگارنده، در آن از ورودش به «ددن» خبر مىدهد. متن اين نقش، به اين شكل است:
ح ل ل / ب/ ددن
(ح ل ل) همان فعل «حلّ» و بهمعناى واردشدن و فرودآمدن است. «ب» حرف جرّ است و «ددن» نيز، همان شهر ددان يا العلا است.
اين متن، با حروف لحيانى نوشته شده است. حرف لام در لحيانى به شكل و شكل جيم بهصورت است. تفاوت اين دو كم است؛ به همين دليل ممكن است كه اين نقش را چنين بخوانيم: (ح ج ج)؛ يعنى حجّ. در اين صورت، معناى اين نقش اين است كه وى، براى حج به ددن آمده است؛ زيرا اهتمامكردن براى ثبت ورود به ددن، بر روى صخره و تكرار آن در مجموعه متون اسكوبى (در منطقه رم، واقع در شمال تيماء)، اهميت ددن را به ما نشان مىدهد؛ زيرا هركس در پيرامون ددن بوده، به اين شهر آمده است. اكنون اين پرسش مطرح مىشود كه آيا ددن، محل حج ساكنان شمال غرب جزيرةالعرب بوده است؟!
متن حكاكى شده نقش خيبر