87كرديم. «كنانة بنابىالحقيق»، مرا به همسرى برگزيد و چند روز پيش از آمدن رسول خدا(ص)، با من عروسى كرد.... وقتى پيامبر(ص)، به خيبر فرود آمد و حصارهاى منطقه نطاة را گشود، كنانه پيش من آمد و گفت: «محمد از كار نطاة آسوده شد و در اينجا كسى نيست كه جنگ كند. سران يهود همان دم كشته شدند كه محمد، يهوديان نطاة را كشت و اعراب هم به ما دروغ گفتند». اين بود كه مرا به حصار نزار در ناحيه شقّ آورد و گفت: «اين استوارترين حصار ماست». 1
تصويرى از دژ نزار
هم زمان با محاصره اين دژ از سوى مسلمانان، يهوديان، به تيرباران مسلمانان پرداختند. واقدى در مغازى آورده است:
آنها شروع به تيرباران و سنگساركردن مسلمانان كردند، و پيامبر(ص) هم، همراه سپاه خود بودند؛ بهطورىكه تيرى به جامه آن حضرت خورد و از آن آويخته ماند. پيامبر(ص)، تيرها را جمع كرد و سپس