69خود با نام «رحلات فى بلاد العرب»، سفرش را ذكر كرده است. سپس او كتابى ويژه معرفى خيبر به نام «خيبر ذات الحصون و العيون و النخيل» مىنگارد كه در سال 1424ه.ق (2003م.) منتشر مىشود. وى خيبر را اينگونه توصيف مىكند:
منطقه خيبر از توابع حوزه حجاز است كه به دليل آب فراوان، منابع طبيعى و پيوندش با تاريخ اسلام، از ديرباز تاكنون، اهميت فراوانى داشته و دارد. اما پس از فتح خيبر، مسير راهها تغيير كرد و اين شهر، فقط براى بهرهبرداران از منابع آن سودمند افتاد. [به اين ترتيب]، اين شهر گمنام شد. مورخان نيز آن را به فراموشى سپردند.
بلادى، سبب گمنامى خيبر را در دورههاى اسلامى، دوربودن از مسير كاروانهاى حج بيان مىكند.
عبدالقدوس انصارى
اين جهانگرد عرب، در جمادىالاولى سال 1382ه.ق (1962م.)، به خيبر سفر كرد. وى در كتاب «بين التاريخ و الآثار»، بازديدش را از خيبر شرح مىدهد. از كتاب او، توصيف دژ قموص را بيان مىكنيم:
يكى از دژهاى قديمى خيبر است كه با سنگهاى تراشيدهشده و بدون به كاربردن ملاط و ساروج بنا گرديده است...؛ زيرا ملاط با گذشت زمان فرسوده [مىشود] و فرو مىريزد؛ در نتيجه نمىتواند سنگها را روى يكديگر نگه دارد. اما در صورت نبود ملاط، مىتوان سنگها را ساليان دراز روى يكديگر به همان شكل حفظ كرد. بىآنكه سنگها بيفتند يا جابهجا شوند... . اكنون اين دژ مقرّ حكومت شده است.... شكل اين دژ بهگونهاى است كه گمان مىكنم ساختمان