61عمر بنخطاب، علاوه بر خيبر، يهوديان را از نقاط ديگر حجاز نيز بيرون راند. وى دارايىهاى منقول خيبريان را به خودشان بخشيد. به يهوديان فدك (حائط) نيز، معادل نيمى از ارزش دارايىهاى غير منقولشان را پرداخت. گفتنى است كه عمر بنخطاب، يهوديان را از وادىالقرى و تيماء بيرون نكرد؛ زيرا به گفته واقدى، اين دو منطقه بخشى از سرزمين شام بوده است. وى در اينباره، چنين مىنگارد:
چون زمان خلافت عمر فرا رسيد، يهوديان مناطق خيبر و فدك را تبعيد كرد. ولى يهود وادىالقرى و تيماء را متعرض نشد؛ چون آن دو منطقه جزء سرزمين شام بود و معتقد بود كه از وادىالقرى بهسوى مدينه، جزء حجاز است و ماوراى آن از شام محسوب مىشود. 1
در زمان عثمان بنعفان و [حضرت] على(ع)، خيبر همچنان نقش اقتصادى مهمى داشت و محصولات فراوان زراعى، مانند خرما و جو در آن توليد مىشد. بىترديد انتقال پايتخت خلافت اسلامى از مدينه به كوفه، در زمان على بنابىطالب، بر اين منطقه تأثيرى جدى گذاشت.
در دوران امويان 41-132ه.ق (661 -750م)، رويدادهاى سياسى مدينه و در كل، تحولات حجاز، در خيبر نيز بازتاب داشت؛ هرچند خيبر توانست از توجه حاكمان اموى به پروژههاى زراعى در حجاز بهره ببرد؛ اين پروژهها از جمله تأسيسات آبى، مانند سد، چشمه و چاهها بود.
در دوران عباسىها 132 - 656ه.ق (750 - 1258م.) درگيرىها و جنگهاى فراوانى كه در آغاز اين دوران، ميان عباسيان و علويان در حجاز رخ داد، بر خيبر نيز اثرگذار بود؛ اما در دوران عباسى، شاهد