22جعفر بن ابىطالب و ديگر مسلمانان امر كرد كه حاضر شوند و شروع به خواندن خطبه كرد: «اَلحَمدُلله، المَلِكِ القُدُّوسِ، السَّلامِ المُؤمِنِ، المُهَيمِنِ العَزِيزِ، الجَبّارِ المُتَكَبِّر أشهَدُ أن لا إلهَ إلاَّ الله، وَ أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله وَ أنَّهُ الَّذِي بَشَّرَ بِهِ عيسي بنُ مَريمَ» . و سپس افزود: پيامبر[(ص)] براى من نامه نوشته كه امحبيبه دختر ابوسفيان را به ازدواج او درآورم و من خواستهاش را اجابت كردم. خالد بن سعيد گفت: «اَلحَمدُللهِ أحمَدُهُ وَ أستَعينُه وَ أشهَدُ أن لا إلهَ إلاَّ اللهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَ أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُه، أرسَلَهُ بِالهُدي وَ دِينِ الحَقِّ، لِيُظهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّه وَلَو كَرِهَ المُشرِكُون». سپس اضافه كرد: من نيز خواسته رسول خدا[(ص)] را اجابت نمودم و امحبيبه دختر ابوسفيان را به ازدواج او درآوردم. سپس نجاشى به ميهمانان وليمهاى داد و آنگاه ميهمانان متفرق شدند. 1
درباره مكان نكاح پيامبر(ص) با امحبيبه اختلافنظر وجود دارد؛ برخى گفتهاند: اين امر در مدينه صورت گرفته و برخى ازدواج آنها را در حبشه مىدانند كه