46
حقيقت امامت در كلام علامه طباطبايى
درباره حقيقت امامت در كاربردهاى قرآنى آن، دقتى از سوى علامه انجام گرفته است كه بايد به آن توجه كرد. دقت ايشان درباره واژه امامت، در بردارنده دو مطلب است:
1. در قرآن كريم، هرجا كه نامى از امامت برده شده، به دنبال آن، مسئله هدايت نيز مطرح شده است؛ بهطوريكه گويى خداوند مى خواهد واژه امامت را با واژه هدايت تفسير و تعريف كند. همانند دو آيه زير:
( وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ نٰافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِينَ * وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا... ) (انبياء: 73 و 74)
و اسحاق و [علاوه بر او] يعقوب را به وى بخشيديم و همه آنان را افرادى صالح قرار داديم. و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند.
( وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا لَمّٰا صَبَرُوا وَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يُوقِنُونَ ) (سجده: 24)
و از آنان پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم] را هدايت مىكردند؛ چون شكيبايى نمودند و به آيات ما يقين داشتند.
2. در همهجا اين هدايت به «امر» مقيّد شده است. در واقع، با اين قيد مىخواهد بفهماند كه امامت به معناى مطلق هدايت نيست، بلكه به معناى هدايتى است كه با «امر خدا» صورت مىگيرد.
دريافت اين دو مطلب دقيق از آيات قرآن موجب مى شود كه بين
هدايت امام و هدايت ديگران تفاوت وجود داشته باشد. به نظر علامه، امام، هدايتكنندهاى است كه با امرى ملكوتى كه در اختيار دارد، هدايت