101توحيد است كه همه مؤمنان را در همه زمانها و مكانها مورد خطاب قرار مىدهد. با توجه به اين مطلب، بايد در هر زمانى، انسان صادق يا انسانهاى صادقى وجود داشته باشند كه مردم آنها را همراهى كنند. بنابراين دليلى وجود ندارد كه تعبير ( الصّٰادِقِينَ ) را در آيه شريفه به شخص پيامبر(ص) اختصاص دهيم و آن را به زمان آن حضرت منحصر كنيم، بلكه بايد بگوييم افزون بر پيامبر(ص)، افراد ديگرى نيز وجود دارند كه همراهى با آنها مطلوب خداوند متعال است.
2. «صادق بودن»، حالت و وصفى براى انسان است كه گاهى براى توصيف اعتقاد او و گاهى براى توصيف گفتار او به كار مى رود.
3. صداقت در انسان، به «نسبى» و «مطلق» تقسيم مى شود. معناى اين سخن آن است كه انسان توانايى آن را دارد كه در همه حالات و در همه زمانها و مكانها صادق باشد (صدق مطلق) همچنانكه مى تواند در برخى از حالات و زمانها و مكانها چنين باشد (صدق نسبى).
4. وقتى خداوند به همراهى با «صادقان» دستور مى دهد به طور قطع، مقصود از «صادقان» كسانىاند كه داراى صدق مطلقاند نه نسبى، چنانكه شخص پيامبر(ص) هم كه يكى از آنهاست، داراى صدق مطلق بود. از آنجا كه خداوند متعال، همراهى با صادقان را بدون هيچ قيد و شرطى خواستار شده است، نشانگر آن است كه آنها داراى صدق مطلق اند؛ زيرا خداوند داراى صفت «حكمت» است و حكيم كسى است كه كار بيهوده و قبيح انجام نمى دهد. بنابراين اگر به همراهى بىقيد و شرط نسبت به كسانى كه داراى صدق نسبى اند، دستور دهد، مرتكب فعل قبيح شده است.