87فخر رازى مىگويد:
ثالثها: انّ مسألة الروح يعرفها اصاغر الفلاسفة و اراذل المتكلمين، فلو قال الرسول(ص) : انّي لا اعرفها لأورث ذلك ما يوجب التحقير و التنفير؛ فانّ الجهل بمثل هذه المسألة يفيد تحقير أي انسان كان فكيف الرسول الذي هو اعلم العلماء و افضل الفضلاء.
ورابعها: انّه قال في حقه:
اَلرَّحْمٰنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ
،و
وَ عَلَّمَكَ مٰا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَيْكَ عَظِيماً
،و قال:
وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
... و قال في صفة القرآن:
وَ لاٰ رَطْبٍ وَ لاٰ يٰابِسٍ إِلاّٰ فِي كِتٰابٍ مُبِينٍ ... فمن كان هذا حاله وصفته كيف يليق به ان يقول: انا لا اعرف هذه المسألة. 1
سوم اينكه مسأله روح را پايينترين دستههاى فلاسفه و پستترين متكلمين هم مىدانند، و اگر پيامبر(ص) بگويد: من از آن اطلاعى ندارم اين موجب تحقير و نفرت نسبت به آن حضرت است؛ زيرا جهل به مثل اين مسأله موجب تحقير هر انسانى است تا چه رسد به پيامبرى كه او اعلم علما و افضل فضلاست.
چهارم: اينكه خداوند متعال در حق پيامبر(ص) فرمود: (خداى رحمان، قرآن را تعليم داد)، (و تو را تعليم داد چيزى را كه نمىدانستى و فضل خدا بر تو بزرگ است)... و فرمود: (و بگو پروردگار من به علم من بيفزا)... و در وصف قرآن فرمود: (و هيچ تر و خشكى نيست جز آنكه در كتاب بيانكننده وجود دارد)... پس هركس حال