188اينكه خداوند مقدر ساخته براى آنان كه برخلاف عادت مسافت طولانى همچون ما بين آسمان و زمين را در يك لحظه بپيمايند و غير اينها از خوارق [عادت]، پس مانعى نيست كه اختصاص دهد ايشان را به تصرف در دو بدن و بيشتر از آن. و بر اين مطلب مسايل بسيارى متفرع مىگردد و به آن اشكالات دشوارى حل مىشود... و براى آنان حالات بسيارى است مبنى بر اين قاعده و اين از قواعد اصلى نزد آنان مىباشد.
سيد محمود آلوسى بغدادى مىگويد:
والأنفس الناطقة الانسانية اذا كانت قدسية قد تنسلخ عن الأبدان و تذهب متمثلة ظاهرة بصور ابدانها أو بصور أخرى، كما جاء في صحيح الأخبار، حيث يشاء الله عزّوجلّ مع بقاء نوع تعلق لها بالابدان الأصلية يتأتي معه صدور الأفعال منها، كما يحكي عن بعض الأولياء قدست اسرارهم انّهم يرون في وقت واحد في عدة مواضع، و ما ذاك الاّ لقوة تجرد انفسهم و غاية تقدسها، فتمثل و تظهر في موضع و بدنها الأصلي في موضع آخر
لا تقل دارها بشرقى نجد
كل نجد للعامرية دار 1
و نفسهاى ناطق انسانى در صورتى كه قدسى باشند گاهى از بدنها جدا شده و به صورت مثالى ظاهر با صورت بدنها يا ديگر صورتها درمىآيند، آنگونه كه در اخبار صحيح آمده، آنگونه كه خداوند عزوجل اراده كرده با بقاء نوعى كه تعلقى براى آن به بدنهاى اصلى است، و با آن است كه مىتواند افعالى را انجام دهد،