110نموده كه اين از قول ابن مسعود نيست، بلكه از فهم راوى است، و لفظ آن اينگونه است. (پس چون از دنيا رحلت كرد ما گفتيم: السلام)، يعنى بر پيامبر، [لفظ (يعنى) دلالت مىكند بر اينكه اين كلام تفسيرى است از راوى به حسب فهمش]. پس گفته او: (گفتيم ما: السلام) احتمال دارد كه مقصود به آن اين باشد كه ما بر آنچه در زمان حيات پيامبر(ص) بوديم استمرار داريم. و نيز احتمال دارد كه او اراده كرده اعراض ما را از خطاب، و چون در لفظ دو احتمال آمد دلالتش باقى نمىماند. ابن حجر اينگونه ذكر كرده است.
وانگهى اين روايت تنها برداشت ابن مسعود است و كلام پيامبر(ص) نيست و لذا ديگر صحابه و نيز فقهاى مذاهب اربعه آن را قبول نكرده و به آن فتوا ندادهاند.
شبهه دوم: عدم خطاب به پيامبر(ص) در تشهد
و نيز گفته شده: ما در تشهد كه بر پيامبر(ص) سلام مىدهيم خطاب به او نمىكنيم بلكه اين كلمات را در حقيقت حكايت از واقعه معراج مىنماييم، و لذا لازم نيست اعتقاد به حضور پيامبر(ص) داشته باشيم.
پاسخ
اولاً: اينكه صيغه خطاب در اين گواهى در تشهد به عنوان حكايت از واقعه معراج است مبنى بر روايتى غير مستند مىباشد.
ثانياً: در حديث بخارى آمده بود كه شما اگر چنين بگوييد به هر بنده صالحى در آسمان و زمين مىرسد. حال اگر تشهد و سلام در آن به نحو حكايت باشد معنايى براى رسيدن سلام به هر بنده صالحى نيست،