69است. همه چيز هم در آن پيدا مىشود. آن هم متعلق به حضرت والاست. آبادىهاى زياد در اثناى راه متصل به هم ديده شد كه گفتند همه متعلق به ايشان است». در اين وقت، ظل السلطان و ميرزا باقرخان منشى باشى كه اين فرد با سيد حسن ما رفاقتى دارد، در روستاى قاميش لو بوده اند و به درخواست مؤلف، تلگرافى به اصفهان، قريب الورود بودن آنها را اطلاع مىدهند. در اينجا در باره روستاهايى كه سابقا گفته ملك ظل السلطان است، نكتهاى را تصحيح مىكند: «آنچه در اين دو روز نوشته شد، برحسب گفته مكارىها بود. بعد كه تحقيق كردم گفتند: آلور و تيران هيچ كدام ملك حضرت والا نيست و اين كاروانسراى با سقاخانه مقابل آن و قهوهخانه، بناى محمدحسن خان پسر مرحوم محمد كريم خان است نه آنكه بناى حضرت والا باشد».
از نجف آباد كه به نظر وى از «شهرى است از گلپايگان و خوانسار خيلى بزرگتر و آبادتر» عبور كرده و «روز دوشنبه سلخ ماه [جمادى الاولى] چهار از شب گذشته حركت كرديم براى شهر اصفهان. اول طلوع فجر رسيديم به لنبان. چهار فرسخ راه بود. نماز صبح را كنار جوب آب كرديم. بعد از آن راه افتاده، اول طلوع آفتاب رسيديم به خانه».
بدين ترتيب «تمام شد روزنامه ايام سفر مكه معظمه در روز سه شنبه اول ماه جمادى الثانيه 1316».
در اينجا از جناب آقاى مهندس حميدرضا نفيسى كه بانى خير براى تصحيح اين اثر شد و نيز همسرم كه افزون بر انجام كارهاى سنگين خانه، تمامى متن را با ايشان مقابله كردم سپاسگزارى مىكنم.
ضمناً در اين نسخه كلماتى مانند «اتاق» به صورت «اطاق» و يا «قليان» به صورت «غليان» آمده است. ما شكل اصلى آنها را در اين نسخه حفظ كردهايم.
رسول جعفريان
1391/9/18