64جزئى است كه بر اساس آنها مىتوان زندگى وى را در اين مسافرت بازسازى كرد. توجه تاريخى وى در اين مسير به اين كه امام حسين (ع) از اين راه آمده جالب است. اشراف «منزلى است كه حر - عليهالرحمه - با لشكرش سر راه بر حضرت سيدالشه-دا - عليهالسلام و اروحنا له الفداء - گرفت».
عمده مشكل اين راه، آب و هيزم است، به خصوص براى سيد حسن كه بدون قليان نمىتواند سر كند. «سوخت حاجىها پشكل شتر بود، بلكه توى سماور و روى سر غليان همه پشكل مىريزند. چنانچه ما چند منزل است كه زغالمان تمام شده و همين كار را مىكنيم و آب قليان را يك دفعه يا دو دفعه بيشتر نمىريزيم. آن هم پر از گل و پشكل. عجب راه سختى است».
اما پول گرفتن از حجاج در جاى جاى اين مسير، فرياد سيد حسن را به آسمان برده است: «خدا رحم كند به مظلوم از حجاج. اول شريف از آنها وجه مىخواهد. بعد امير جبل. بعد امير حاج. بعد حملهدار. بعد عكام. بعد جمال. تا سفره آدم هم پهن مىشود، دوريش و گدا و پياده سر آن ايستادهاند. ديگر اگر چيزى بماند دزدهاى قافله مىبرند. هر جا هم كه برسى مىگويند حاجى است، بايد پول خرج كند. قيمت هر چيزى را دو مقابل و سه مقابل مىگيرند. علاوه توقع تعارف و دستى دادن هم دارند. نمىدانم اين اشخاصى كه به صد تومان و كمتر نيابت مىگيرند، چه خاكى در اين راه به سر مىكنند». به هر حال به عراق مىرسند، اما به جاى آن كه به نجف بروند، راهى كربلا مىشوند. داستان اين است كه «امير از ترس اعراب نجف كه با اعراب جبل مىگويند نزاع دارند و در صدد آزار آنها هستند، به سمت نجف نرفت، و هرچند مردم اجتماع كردند و اصرار كردند نپذيرفت، و به سمت كربلا آمد».
در عتبات
كاروان آنان از سمت كربلا وارد عراق مىشود. ورودى مؤلف در عراق، شهر كربلاست و او از اين پس سفر زيارتى خود را به شهرهاى مختلف كربلا، نجف، كاظمين و سامرا گزارش مىكند. در اين بخش مثل ديگر سفرنامههاى عتبات، سخن