262پيش از آن بيابان خالى از آب و گياه بوده. اين ده امروز معدودى خانوار بيش ندارد. صحرايش هم صفايى دارد. پاى اين مسجد جوب آبى مىگذرد. كندوى زنبور عسل اينجا فراوان ديده شد. قالى ضخيم خوبى هم ديدم كه دخترهاى غير بالغه و بالغه داشتند به نهايت استعداد مىبافتند. گفتند فرنگى پول پيش مىدهد، و نمونه هم مىدهد، ما از روى آن نمونه مىبافيم. جورابهاى بسيار كلفت نزديك به همان قالىهاى كلفت هم اينجا مىبافند. جفتى دو هزار مىدهند. خيلى محكم و كاركن است. روغن بسيار خوب، با ماست خوب هم اينجا پيدا مىشود. جزئى روغن ما خريديم. الان در مسجد مقابل كوه مرتفعى و صحراى باصفايى و آب جوب روانى نشسته، اين چند كلمه را محض يادگارى نوشتم.
خمين
روز يكشنبه بيست و دويم [جمادى الاولى]، از نصف شب گذشته، از اين آبادى حركت كرديم. نسبت به شبهاى پيش هوا بهتر بود. آن شبها زياد سرد بود كه محتاج به پوستين و بالاپوش زياد بوديم. شب گذشته، حقير علاوه بر آبدست كلفت كه در برداشتم، پوستيم هم دوش گرفتم و باز سردم بود. شش فرسخ راه آمده. رسيديم به خمين. در سراى مخروبى نزديك به بيرون آبادى، پاى رودخانه آب محقرى منزل كرديم. تخميناً دو به ظهر مانده، رسيديم. هندوانه فراوان ارزانى بالنسبه داشت. گرفته صرف كرديم. همه چيز، يعنى غالب چيزها اينجا فراوان و بالنسبه به همه منازل پيش ارزانتر است. نانهاى خوب و شير و ماست خوب ارزانى دارد. شب را چلو و تاس كبابى ترتيب داديم. خمين بدجايى نيست. جنس فراوان و ارزانى دارد. مردمان ظاهر سالم و بىآزارى دارد. بازار و دكاكين بسيار و حمام و حسينيه و كاروانسراى تجارتى و مساجد متعددهاى دارد. از اين مسجدها، مسجدى كه از همه بزرگتر ديدم، مسجدى است كه در جنب حسينيه آخر بازار واقع است؛ اما چه فايده كه بيشتر اين آبادى مخروب شده و خرابهها و گودالهاى وسيع عميق بسيار دارد.
روز دوشنبه بيست و سيوم [جمادى الاولى] نيز در خمين بوديم. به جهت خوف راهها از شر دزد بختيارى. مكارى توقف كرد تا هم دسته پيدا كند و تفنگچى با