250زنش مسمّات به فاطمه است. كرايه منزل سامره را دو روز و يكشب بوديم، دو هزار داديم. خيلى بيش از اين مىخواستند. آخر به توسطها به اين مبلغ گذشت. نام صاحبخانه سامره شيخ صالح بود. خودش پر بد نبود، اما پسر بسيار بدى داشت كه سختى زياد از اندازه در گرفتن وجه زياد از بابت كرايه داشت، ولى پدرش اين طور نبود. گذشتى داشت.
روز پنجشنبه سينزدهم [ربيع الثانى] وارد قزانيه شديم و آنجا بوديم. ديشب ساعت پنج با دو عسكر از خان نجار حركت كرديم. به دو عسكر يك تومان دادند. راه بسيار مخوف و با بلندى و پستى زياد بود. شش فرسخ راه بود و از خان نجار تا سامره بيش از شش فرسخ بود. در اين راه رسيديم به رودخانه بسيار عظيم وسيع عميقى. گفتند اين رودخانه را رودخانه بد مىنامند؛ چرا كه بسيارى از زوّار را در اينجا كشتهاند و لخت كردهاند. فى الحال آبى نداشت. زمستان آب دارد كه نمىشود از او عبور كرد مگر با قفه و طراده. آب اين رودخانه را گفتند از جبل مىآيد.
در اثناى راه رسيديم به ديوار قلعه عظيمى كه تخميناً تا دو فرسخ بود. خيلى با قطر و طول بود. ولى خراب شده بود. گفتند اين در زمان خلفاى عباسى بود و از سامره تا اينجاها متصلاً آباد بوده.
صبح دو از روز برآمده رسيديم به اين منزل. در خانه محمدعلى نامى منزل كرديم. جاى بسيار آبادى است. نخل و باغ زياد دارد. در جلو منزل ما نخل بسيارى است كه همه بار دارد و بعضىاش رسيده و بعضىاش نارس است. از رطبش قليلى گرفتم. امروز خانهاى در نزديكىهاى منزل ما آتش گرفت. حتى نخلى در آن بود، آن هم آتش گرفته، و بسيارى از اسباب و اثاث البيتش آتش گرفته. گفتند چند نفر از زوّار را از آن به عنف بيرون كردهاند كه زوّار زيادتر و چيزدارتر را جا دهند. آنها نفرين كردهاند كه خانهات را حضرت عباس - عليهالسلام - آتش زند. به فاصله يك ساعت يكى از زوّار جديد آتش گردان مىگردانده، جرقهاى به سقفش كه پوشال بود افتاده، و همه آتش گرفته.
شط بغداد تا نزديكى اين آبادى ديده شد، و از پهلويش گذشتيم؛ اما آبش به اينجا نمىرسد. خودش جوى مخصوصى دارد.