242دوستان همه خالى. اگر كسى بداند كه در زيارت اين امام معصوم مظلوم - عليه و آله الصلات والسلام - چه فوايد عظيمهاى من حيث الدنيا و الاخره هست، هرگز غفلت از آن نمىكند. رزقنا الله العود اليه، ثم العود بعد العود.
حركت به كاظمين
روز سهشنبه بيست و هفتم [ربيع الاول] نيز در آن ارض اقدس مشّرف بوديم. بعد از ظهر نيز جناب آقاميرزا على تشريف آوردند. الاغ از چاروادار عرب ديديم براى كاظمين - عليهماالسّلام. هر الاغى به شش هزار كه ان شاءالله ساعت پنج از شب حركت كنيم. كرايه خانه حاجى ميرزا حسن از پيش از تشرّف به نجف اشرف و از بعد، جملتاً هشت هزار و دهشاهى شد.
مسيب - محموديه
روز چهارشنبه بيست و هشتم [ربيع الاول]، تخميناً سه متجاوز از روز برآمده، [288] وارد مسيب شديم. ديشب ساعت پنج، حسن مكارى آمد، و بارها را بيرون آورد و بار كرد و حركت كرديم. راه ظاهراً شش فرسخ بود و بسيار باصفا بود. از كربلا تا دو فرسخ متجاوز از طرف راست و چپ باغهاى نخل و نارنج و ليمو بود. بعد هم به چند آبادى و خانههاى حصير عربى رسيديم كه از جمله آن آبادىها ام الحر بود. مسيب هم جاى آبادى است. ماست و نانش خيلى فراوان است. به زور به زوّار مىفروشند. بعد از ظهر رفتم سر نهر فرات. پيراهن و زيرجامه خود را از عرق شستم، و خود هم غسلى كردم. امشب ساعت پنج مىگويند بار مىكنيم از مفارقت كربلا. بسيار محزونم. مراحم زيادى از حضرت سيدالشهدا - ارواحنا له الفدا و صلوات الله عليه و اله المعصومين - نسبت به خود با نابودى و ناچيزى و حقارت و روسياهى ديدم. اللهم ارزقنا العود الى مشهده الشريف، ثم العود، ثم العود، ثم الموت فيه، ثم الدفن فى جواره، و الحشر مع اوليائه، و النازلين بفنائه، بمحمّد و آله صلوات الله عليهم اجمعين.
روز پنجشنبه بيست و نهم [ربيع الاول] در محموديه بوديم. صبح بعد از نماز بار كرديم از مسيب، و تخميناً سه و نيم از روز برآمده وارد محموديه شديم. در خان