232عاجلاً و آجلا زياد كند.
[270] روز دوشنبه پنجم [ربيع الاول] در كربلاى معلى بودم. صبح حاجى سيد حسين سبزوارى دباغ آمد، يك هزار طلبكار بود. ميرزا رضا از او قرض كرده بود. به او داديم. بعد غسل زيارت در منزل كرده، مشرف شدم به حرم محترم. سه صورت زيارت كه هر يك در حديثى وارد است بجا آورده، على اختلافها، و بعد بيرون آمده، مشرف شدم به حرم حضرت ابوالفضل - رضوان الله عليه - بعد مراجعت به منزل كردم. امروز هم هوا بسيار گرم بود، ولى ديشب پر بد نبود. نسيم خوبى مىآمد.
روز سهشنبه ششم [ربيع الاول] در كربلاى معلى بوديم. صبح غسل زيارت در منزل كرده، مشرف شدم. آب نهر حسينيه بند آمده. امر آب قدرى سخت شده، مَشكى يك قمرى مىدهند، آن هم بسيار گلآلود و متعفن، از ورود مالها در آن و بول و پشكل در آن كردن، و جارى و روان نبودن. هوا هم بسيار گرم است. نه مىتوان در حرم زيست كرد و نه در منزل، و نه مىتوان بيدار بود، و نه مىتوان خواب رفت، و نه مىتوان نشست، و نه مىتوان برخاست. خدا عاقبت اين سفر را به خير كند كه از همه جهت بسيار سخت مىنمايد.
روز چهارشنبه هفتم [ربيع الاول] در كربلا بوديم. امروز روز دهم قصد ماست. ان شاءالله شب جمعه را نيز خواهيم بود، و اگر خدا خواست، عصر جمعه خيال حركت به سمت نجف اشرف را داريم. صبح على المرسوم غسل زيارت از آب فرات در منزل كرده، مشرف شديم، بعد آمديم به منزل، صرف نان و ماست و خيارى كرده خوابيديم، و اول ظهر برخاسته، جناب آقاميرزا على هندى آمدند. نمازى در خدمت ايشان كرده، بعد مشغول صحبتهاى خوب و چاى خوردن شديم. كاسه ترشى خرمايى آقا ملاهاشم براى حقير تعارف آورده بود، ميل نكردم بخورم. خدمت ايشان بندگى كردم. آقايان نايينى جناب حاجى ميرزا اسدالله و اخ ايشان حاجى ميرزا محمد رفيع دو سه روز پيش از اين، نجف نرفته، روانه عجم شدند. استخاره كرده بودند نجف مشرف شوند. بد آمده بود. به اعتقاد حقير اين مقام، مقام استخاره نبود.
روز پنجشنبه هشتم [ربيع الاول] در كربلا بوديم. صبح حاجى سيد حسين سبزوارى قدرى گوشت تعارف آورد. بعد مشرف شديم. در مراجعت به منزل از عطرفروشى از اهل اصفهان كه كمال معرفت را به حق والد مرحوم داشت، جزئى عطر فشه به جهت