230بسيارى دارد. بسيار كربلا پرنعمت است، و نعمتهايش همه گوارا و بعضيش ارزان است. آدم اينجا بسيار ميل به غذا پيدا مىكند. گويا از اثر آب فرات باشد؛ چرا كه بسيار شيرين و گوارا و هاضم است، گمان نمىكنم آبى از اين بهتر باشد. براى بثورات و امراض سوداويه بسيار خوب است.
گوش حقير چند سال است كه از اثر سودا مجروح است. چند دفعه كه در اين آب رفتم خيلى بهتر شده. كانّه مىخواهد اگر خدا بخواهد به كلى رفع شود. مىشود كه يكى از معانى آنكه در حديث وارد است كه در آب فرات دو ناودان از بهشت جارى است، آن باشد كه هم دفع مضار از آدم مىكند و هم جلب منافع مىكند. پس يكى ناودان دفع مضار است و يكى ناودان جلب منافع. و اين هر دو اصلاً از بهشت بالا كه در علّيين است و در نزد خداست، مىآيد به سوى دنيا، و در اين آب مبارك نزول مىكند، و از آن به جاهاى ديگر منتشر مىشود.
روز جمعه دويم ماه [ربيع الاول] در كربلا بوديم. اول صبح جاسم حملهدار آمد. صد و سى تومان وجه حواله او كردم كه از جناب حاجى عبدالباقى در نجف بگيرد. بعد از آن مشرف شديم به حرم محترم؛ يعنى اول رفتيم از سمت خيمهگاه سر نهر حسينيه. طرف دست راست و چپ راه، همه باغ و نخل بود، و بسيار باصفا بود. آب را بسته بودند؛ اما در دو طرف پل آب زياد تا سينه جمع بود. غسل جمعه و زيارت را با هم كرديم. بعد روانه به حرم شديم. عصر را خيال داريم كه اگر خدا بخواهد به وادى ايمن برويم، به جهت زيارت اموات، به خصوص پدر و مادر و عيال حقير. خدا توفيق عنايت فرمايد.
روز شنبه سيوم [ربيع الاول] در كربلا بوديم. ديروز عصر را رفتيم به وادى ايمن. قبرها خيلى اندراس پيدا كرده بود. نخلهاى متعدد از سابق در آن باقى بود. معلوم است كه اينجا باغهاى نخل بود. جاى بكر كانّه در آن نمانده. تازه شنيدم عثمانى مكان ديگرى كه نيم فرسخ از شهر دور است براى دفن اموات معين كرده و آن را وادى ايسر مىنامند، و وادى ايمن چندان مسافتى تا دروازه شهر ندارد. چند قدمى است به جهت نزديكيش به شهر، و تأثير عفونت اموات به اهل شهر حكم كرده كه در آنجا كسى را [268] دفن نكنند. از اين جهت بائر افتاده. تا قريب غروب آنجا بوديم. بعد از آنجا مشرف شديم به