198روز شنبه [هفتم محرم] وارد خنق شديم. آبادى دورى دارد و آبش آب بارش است.
ورود به مدينه منوره
روز يكشنبه هشتم [محرم] بعد از ظهر وارد مدينه طيبه شديم. در سرائى در خانه دو زن، مادر و دختر، از حضرات نخاولىها كه از شيعيان خوبند و در خارج قلعه مدينه منزل دارند، منزل كرديم. كرايه را چهار ريال فرنگ گذارانيديم كه گويا دو تومان ما مىشود. از كسالت راه و حال ناخوش خودم، نشد كه آن روز و آن شب مشرّف بشويم.
روز دوشنبه نهم [محرم] على الصباح غسل زيارت در همان خانه كرديم و مشرف شديم به روضه منوره حضرت رسول - صلىالله عليه و آله - و بعد از آن مشرف شديم خدمت ائمه بقيع - عليهمالسّلام. دو نفر، دو هزار عجم داديم و شرفياب شديم.
زيارت بقيع
روز سه شنبه دهم ماه محرم كه روز عاشورا بود و خاك بر سر عالم و عالميان شده بود، در مدينه طيبه بوديم. جاى همه دوستان خالى. صبح بعد از طلوع آفتاب مشرّف شديم به روضه منوّره حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - آنجا فى الجمله داد دلى از گريه داديم. بعد از آن مشرف شديم خدمت ائمه بقيع - عليهمالسّلام - هر نفرى يك هزار داديم، و داخل روضه مطهره ايشان شديم. هنگامه غريبى بود از جمعيت و روضهخوانى و سينه زدن. آنجا هم فىالجمله داد دلى داديم و زيارت جامعه را در حالتى كه از چهار طرفم عرق مىريخت خوانديم و بيرون آمديم.
سر قبر مطهر شيخ مرحوم 1 - اعلى الله مقامه - زيارتى و سوره ياسينى خواندم، و بعد از آن رفتيم درب بيت الاحزان، اظهار اخلاصى و حزنى كرديم، اما داخل نشديم، بعد رفتيم سر بقعه حضرت ابراهيم فرزند رسول خدا - صلى الله عليه و آله - زيارتى از آن جناب كرديم. عثمان بن مظعون كه مىگويند اول كسى است كه در بقيع دفن شده نيز در آنجا مدفون بود با بعضى از مجروحان احد. آنها را هم زيارت كرديم. بعد