141تربچه گرفته بود. آن هم به دو كپك. نانش گيروانكه 1 يك عباسى ما بود كه يك من شاه، سه هزار و يك عباسى ما مىشود. ماست،گيروانكه نيم قران بود. گوشتگيروانكه سيزده شاهى. پنير گيروانكه نهصد دينار. زغالگيروانكه سه شاهى. قند يك من شاه چهارده هزار. تُتن سيگار بسته دانه نيم شاهى.
اينها همه به پول ما بود. نوعاً در همه بلاد روسيه كه ما ديديم نرخ اجناس از اين قبيل است. پولشان مناتى پنج هزار ماست كه هر مناتى پنج عباسى خودشان است، و هر عباسى چهار شاهى خودشان است، و هر شاهى پنج كپك است، و هر كپكى يك شاهى ما است. پنج هزار مىدهيم، يك منات مىدهند، و يك منات، يك قران خودشان است كه پنج هزار ما يك هزار آنهاست.
خلاصه بادكوبه شهر بسيار عظيم معتبرى است. از آن هفده يا هيجده شهرى است كه روس از ايرانى گرفته، قلعه قديمش حالا هست. بسيار قلعه محكم عظيمى است. همهاش از سنگ است، عمارتهاى بسيار عالى منقحى در اين شهر بنا كردهاند. روسىها كنايس متعددى دارد كه همهاش در نهايت علو و رفعت و صفاست. به خصوص يك كنيسه اعظمش كه انسان حيران مىشود از مشاهده آن. [126] به خصوص رفتم پاى آن از بيرون ملاحظه كردم، حيران شدم. همهاش از سر تا پا از سنگ تراشيده است. مثل آجر تراشيدهاند و گل و بته از آن در آوردهاند. همه كنايسش اين طور از سنگ تراشيده است. همه عماراتش چنين است، مگر بعضى كه از چوب است و روى سقفش تنگه آهن يا حلبى است. خيابانها، بازارها بسيار دارد. دكانهايش به شمار نمىآيد. همه در نهايت صفا و منقّحى. زمينهايش در وسط قلوه سنگ است، و در دو طرف راه، قير را با ثقل نفط و بعضى چيزهاى ديگر با هم مخلوط كردهاند، و اندود كردهاند، از سنگ سختتر است. بارش مىآيد، گل نمىشود. متصل هم جاروب مىكنند در خيابانها، و اغلب دكاكين از سر شب تا صبح چراغ مىسوزند. چراغ برقى هم دارد. خانهها همه پنجرهاى شيشه، درهاى شيشه يكپارچه بيرون راه دارد.
نمىشود گفت و نوشت كه چه كردهاند. بسيار شهر بزرگ آبادى است. آدم بىاطلاع زود گم مىشود. و اغلب خانههايش در سر كوه و در دامنه كوه است. لب