130درآباد، مردمان دلير رشيدى دارد، مثل اناركىها مىمانند، كُردند، بلكه اهل قوچان و دهاتش همه كُردند؛ جلو تركمن را اينها داشتهاند. مكرر جنگ با آنها كردهاند و آنها را از قرار گفته خودشان، چاپيدهاند و اسير كردهاند و كشتهاند و سرهاى آنها را به طهران فرستادهاند.
در آنجا مسجدى دارند. پاى او به فاصله كمى چشمه آب خوبى جارى. دو فرسخ يا يك فرسخ و نيم به درآباد، هوا خيلى تغيير كرد. شباهتى به فصل بهار پيدا كرد. مثل پاطاق راه كربلا كه اين طرفش زمستان است، آن طرفش كه از طاق پايين مىآيى، بهار. و قريب دو فرسخ مانده واقع شديم ما بين دو كوه كه رودخانه در وسطش مىگذشت. ملاى اين ده ملا قمرعلى نامى است. گفتند: گفته است كه امسال بايد اتفاق كرده حمام بسازيد.
روز پنجشنبه هشتم [ين روز] حركت و دهم ماه [شوال] قريب دو ساعت از روز برآمده حركت كرديم. براى باجگيران 1 كه آخر خاك ايران است، و بعد از آن باجگيران ارس [روسيه] است كه اول خاك ارس است، از درآباد تا آنجا چهار فرسخ است. همهاش را از مابين دو كوه آمديم الاّ آنكه بعضى جاها اين دو كوه خيلى نزديك به هم مىشود كه مثل دالانى مىشود و بعضى جاهاش از هم فاصله پيدا مىكند، آن رودخانه ديگر اينجاها نبود. خيلى كوههاى بلند عظيمى است. درخت [106] ارس 2 در اين كوهها زياد است. سرتاپاى كوهها را گرفته. بعضى بسيار كهن و بزرگ است. بعضى كوچك است. در زمستان سبز است. مثل سرو و كاج، و آتشش بسيار كم دوام است. تا سوخت، سياه مىشود. روى سر غليان مىگذارى، دفعتاً سياه مىشود. براى زرگرها و آهنگرها خوب است. مىگويند در زمين نمىپوسد. براى چوب تلگراف خوب است. چوب اين سمتها تا عشقآباد غالب از اين چوب است. و نيز مىگويند در اين كوهها ريباس [ريواس] خوب پيدا مىشود، به كلفتى بنددست، در نهايت تُردى. ثقل ابداً ندارد.
اين منزل سرحد ايران است. راههاى بسيار سخت عجيبى دارد. همهاش در كوه