118كتابخانه او را بار هفت شتر مىكردند، و خيلى مقتدر و مطاع و نافذ الحكم بوده. از قرار گفته حاجى، قبر آن مرحوم در روضه شاهزاده عبدالعظيم در پاى در مسجد واقع است.
حاجى با كوچ و بنه حمل داده، از اصفهان به ارض اقدس و در آنجا خانه خريده، دو دفعه ما را دعوت به خانه خود نمود.
و ديگر آقاميرزا باقر خادم در كشيك پنجم آشناى ما بود. يك دفعه شب ماه مبارك بود، به منزل او رفتيم. و ديگر چند نفر از اقوام آقاميرزا رحيم شوهر همشيره آشنا بودند با ما. چند دفعه منزل هر يك رفتيم و تا حال دو ماه سه چهار روز كم است كه به منّت الهى در اين ارض قدس مشرفيم. و اگر خدا بخواهد همين دو روزه از سمت عشقآباد، عزيمت سفر بيتالله الحرام را داريم.
حمله دارمان حاجى جاسم پسر همشيره حاجى عبود جدى است، گارى كرايه ك-رده، از ب-راى ما و خ-ودش، و چند نف-ر ديگر كه جمله شاي-د ده نفر بشويم ك-ه ان شاءالله از راه قوچان برويم به روسيه و از آنجا به اسلامبول و مكه.
خداوند به حق اين امامِ كل خلايق و وسيله نجات كل ما سوى الله حضرت امام رضا - عليه الاف التحى و الثناء - كه ما ضعيفان بيچارگان درمانده بىكاره روسياه تبه روزگار را با صحّت و سلامت و عزت و وسعت و سعادت و توفيق بر علم و عبادت با اخلاص و خلوص و خالى از شايبه هر جور غرض و مرض و ريا و سمعه و محضاً لرضا الله ابتغاءاً لوجه الله، طلباً لمرضات الله، در وقت خوش با رفقاى اهل مشرّف فرمايد، و به اوطان مألوفه مراجعت دهد.
عجالتاً حقير با ميرزاى اخوى مشرف مىشويم. ميرزا عبدالكريم بعد از بيست و سويم ماه مبارك مراجعت به اصفهان كرد. قاطر و يابو را [86] به قيمت نازلى اوائل ورود فروختيم و خود را آسوده كرديم.
اين اوقات هر وقت موفق مىشدم مطالعه كتاب حُجّ الواضحه آقاى مرحوم - اعلى الله مقامه - كه در اصول است مىكردم. بسيار بسيار حظّ از مطالب منيفه او مىكردم. عجالتاًٌ هم با خود مىبرم كه اگر خدا بخواهد و توفيق دهد و مجالى باشد باز به شرف