122
لو أنّ عبداً استطاع الهرب من مولاه لكنت أوّل الهاربين منك، لكنّى أعلم أنّى لا أفوتك، سيّدى! لو أنّ عذابى يزيد فى ملكك لسألتك الصّبر عليه، غير أنّى أعلم أنّه لا يزيد فى ملكك طاعة المطيعين، و لا ينقص منه معصية العاصين، سيدى! ما أنا و ما خطرى، هب لى خطاياى بفضلك، و جلّلنى بسترك، و اعف عن توبيخى بكرم وجهك، الهى و سيدى ارحمنى مطروحاً على الفراش تقلّبنى أيدى احبّتى، وارحمنى مطروحاً على المغتسل يغسّلنى صالح جيرتى، وارحمنى محمولاً قد تناول الأقرباء أطراف جنازتى، وارحم فى ذلك البيت المظلم وحشتى و غربتى و وحدتى، فما للعبد من يرحمه إلا مولاه.
آقاى من، اين دستان پر از گناه را به درگاهت بالا آوردم، و چشمانم اميد به تو دارد، و كسى كه با پشيمانى (از كردۀ خود) تو را در حال زار فراخواند، سزاوار آن است كه با لطف و كرمت پاسخش گويى، آقاى من! آيا مرا از تيرهروزان قرار دادى تا كه بسيار بگريم، يا كه از نيكبختان گردانيدى تا اميدوار باشم، آقاى من! آيا اعضاى پيكرم را براى زدن گرزها آفريدى! آيا معده ودستگاه گوارشيم را براى نوشيدن حميم (شراب جهنميان) آفريدى؟ آقاى من! اگر بندهاى توان فرار از آقايش را داشت اولين فرار كنندۀ از درگاهت بودم، ولى مىدانم كه توانايى آن را ندارم. آقاى من! اگر شكنجه شدنم بر حكومتت مىافزود از تو صبر بر عذاب را مىخواستم، ولى مىدانم كه بندگى اطاعتكنندگان بر حكومتت نمىافزايد، و سركشى