108محمد بن العباس نقل مىكند كه پيامبر خدا(ص) فرمود: داخل حجر به خواب رفته بودم كه جبرئيل آمد و به آرامى مرا تكان داد و به من گفت: محمد، برخيز و سوار شو، آنگاه براق را نزدم آورد و سوار بر آن شدم... . 1مفاد اين دو روايت آن است كه مبدأ معراج از خود حجر اسماعيل بوده است.
ابن هشام ماجرا را به گونۀ ديگرى آورده است. او پس از ذكر خواب پيامبر(ص) در حجر و بيدار كردن ايشان تا سه بار به دست جبرئيل، به نقل از رسول خدا(ص) نقل مىكند كه جبرئيل مرا به در مسجد الحرام آورد و سوار بر مركب نمود. 2 اين نقل نيز مىتواند در جمع روايات كمك كند.
7. سخنرانى پيامبر اسلام(ص) بر روى حجر
در تفسير قمى در ذيل آيۀ «فَاصْدَعْ بِمٰا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنّٰا كَفَيْنٰاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ 3» 4آمده است:
كسانى كه پيامبر اسلام(ص) را مسخره مىكردند پنج نفر بودند كه عبارتاند از: وليد بن مغيره، عاص بن وائل، اسود بن عبدالمطلب، اسود بن عبد يغوث، حارث بن طلالة خزاعى. پس از آنكه خداوند اينان را هلاك فرمود رسول