85خداوندا! محبوبترين آفريدگانت را - در نظر خودت- برسان كه با من از اين غذا بخورد!
من گفتم: خداوندا! او را مردى از انصار قرار بده. اندكى گذشت، على(ع) آمد، گفتم رسول خدا(ص) سرگرم كارى است. بار دوم آمد، بازگفتم، رسول خدا(ص) سرگرم كارى است. بارسوّم آمد، رسول خدا(ص) فرمود: در را بكشا! على داخل شد، پيامبر خدا به او فرمود: چه چيز تو را از آمدن نزد من بازداشت؟ گفت: اين سومين بار است كه آمدم، انس مرا باز مىگرداند، به بهانۀ اين كه شما سرگرم كارى هستيد. پيامبر(ص) به من فرمود: چرا چنين كارى كردى؟ گفتم: اى رسول خدا! دعاى شما را شنيدم، دوست داشتم آن