56سايرين فخر نمايد!
در اينجا مأمون دو روايت ساختگى ديگر را به رُخ آنان كشيد و آنها را هم مردود دانست و گفت: البته اين روايت، خندهدارتر از آن روايت ديگر نيست كه مىگويند:
«دَخَلْتُ الْجَنَّۀَ فَسَمِعْتُ خَفْقَ نَعْلَين فَاِذاً بلال مَولى ابىبَكْر قَدْ سَبَقَنى الَى الْجَنَّۀ 1؛ وقتى داخل بهشت شدم، ناگاه متوجه صداى كفشى شدم، ديدم بلال، غلام ابىبكر، زودتر از من به بهشت رفت.»
مأمون گفت: شيعه مىگويد على بهتر و افضل از ابىبكر است؛ ولى شما مىگوييد، غلامِ ابىبكر، بهتر از پيغمبر(ص) است؛ زيرا آن كس كه زودتر به بهشت برود، مطمئناً بهتر خواهد بود!
مأمون ادامه داد: اين خبرهم در نادرستى، مثل آن خبرى است كه مىگوييد:
«اِنَّ الشّيطان يَفرّ مِنْ حسّ (ظِلّ) عمر؛ شيطان از عمر مىترسيد و از سايهاش فرار مىكرد.»
در صورتى كه به گفتۀ شما، همان شيطان به زبان پيغمبر(ص) انداخت كه بگويد: انَّهُنَّ الْغَرانيقُ الْعُِلى ؛ آيا شيطان از عمر مىترسيد، ولى به زبان پيامبر خدا(ص) - نعوذ بالله - كفر جارى مىساخت!؟
[متأسفانه در كتابهاى اهل سنت، مشابه اين