96منا، احترام به پدر و مادر و تواضع و فروتنى در برابر آنان، فرود آوردن صدا در حضور پيامبر، تواضع پيامبر در برابر مؤمنان، سجده كردن فرشتگان بر آدم عليه السلام و سجدۀ برادران يوسف و پدر و مادرش بر وى، تعظيم و احترام ارتشيان در برابر اميران و مافوق خود، احترام صحابه به پيامبر و خلفا، احترام پيامبران بر پدر و مادر و خضوع و فروتنى كامل در برابر آنها، و بالأخره احترام خودِ وهابىها به ابن سعود و...
كفر و شرك باشد، مىپذيريد كه در اين صورت، هيچ انسانى؛ حتى پيامبران و اوليا، از شرك و كفر سالم نخواهند ماند؛ زيرا وقتى معتقد شديد كه هر تعظيم و احترامى، عبادت و هر عبادتى براى غير خدا شرك است، پس بايد تمام موارد ياد شده و مانند آن، كفر و شرك باشد و بايد ملتزم شويم كه خداوند سبحان امر به شرك و كفر كرده است! روشن است كه چنين ملازمهاى از نگاه عقل و شرع باطل و نادرست است. خداوند فرموده است: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ ... ؛ يعنى خداوند هرگز شرك را نمىآمرزد. چيزى كه تا اين اندازه مبغوض خدا است، چگونه به آن امر مىكند؟ و اگر به فرض محال، امرى نيز بر آن واقع شود، به هيچوجه آن را از شرك بودن تغيير نمىدهد و رفع شرك از آن نمىشود؛ زيرا چيزى كه قبل از صدور امر، شرك بود با امر به آن تغيير ماهيت نمىدهد و هرگز تبديل به توحيد نمىشود؛ زيرا هيچ حكمى نمىتواند