121
برداشتها از پرسشها و پاسخهايى كه گذشت:
همانگونه كه اشاره شد، مالك بن انس فرد معمولى و گمنام نبود؛ زيرا وى افزون بر اين كه از تابعين بود، از علماى برجسته اهل سنت و امام دارالهجره و حجةاللّٰه على خلقه نيز بود، كه خليفۀ وقت، مسألۀ خود را از او مىپرسد و او نيز پاسخ استدلالى و همراه با برهان مىدهد.
اصل زيارت قبر حضرت رسول صلى الله عليه و آله و جواز دعا و درخواست شفاعت در كنار قبر آن حضرت، براى امت اسلامى از قطعيات و مسلّمات بوده؛ بهگونهاى كه هيچ شك و ترديدى در جواز آن نداشتند. آنچه كه در نزد ايشان مورد شك و ترديد بوده، تنها چگونه خواندن دعا و درخواست شفاعت بوده است. آنان نمىدانستند كه آيا در حال دعا و درخواست شفاعت، بايد رو به قبله بايستند و دعا بخوانند يا رو به قبر پيامبر؟ لذا منصور از اصل زيارت قبر پيامبر و از اصل دعا و درخواست شفاعت چيزى نمىپرسد. بلكه از چگونگى آن پرسيده و جناب مالك نيز پاسخى همراه با سرزنش و استدلال به او داده و گفته است:
پيامبرى كه وسيلۀ پدرت آدم بوده و به وسيله او آمرزيده شده و تا روز قيامت وسيلۀ خودت خواهد بود، چگونه از او روى بر مىتابى و به او روى نمىآورى؟ بلكه رو به قبر شريف آن حضرت بايست و از او درخواست كن تا در پيشگاه خداى