102بودند؛ برخى از آنها كسانى هستند كه وقتى او را مشاهده كنند، از خود بىخود مىشوند و با بىصبرى و بىتابى به سويش مىدوند. بعضى ديگر داراى صبر و تحمل و بردبارىاند. با حوصله و به آرامى به حضورش مىرسند.
6 . حافظ بن حجر گفته: بسيارى از بزرگان و صاحبان نظريه، از مشروعيت بوسيدن حجرالأسود استنباط كردهاند كه بوسيدن هركس يا هر چيزى كه لازم الاحترام باشد جايز است؛ خواه آدم باشد يا غير آدم. زيرا مناط و معيار در هر دو يكى است.
وقتى كه از احمد حنبل مىپرسند: بوسيدن منبر و قبر پيامبر صلى الله عليه و آله جايز است يا نه؟ به آن اشكالى وارد نمىكند.
علاوه بر آن، ابن حجر از ابن ابى صيف يمانى، كه يكى از علماى بزرگ شافعى در مكه بود، نقل كرده است كه او نيز قائل به جواز بوسيدن مصحف و اجزاى حديث و قبور صالحان بوده است.
7 . قاضى الطيب الناشرى، از محبّ الدين طبرى نقل كرده است كه او بوسيدن و دست كشيدن بر قبر پيامبر صلى الله عليه و آله را جايز مىدانست و مىگفت: سيره و روش تمام علماى صالح و شايسته، همين بوده است. آنگاه براى تأييد سخن خود اين شعر را مىخواند:
لو رَأينا لسليمى أثراً
لسجدنا ألفَ ألفٍ لِلأثر
«هر گاه از معشوق خود نشان و اثرى بيابم، هزار