85معركهها و دعواها گامهاى خطرناكى در مسير تجزيه و تحليل و فهم « شعرجاهلى » برداشته شد و حقيقت آن زير حجاب بههم پيچيده و پردۀ غليظى از غموض و ابهامات پنهان گشت و اين غلظت و بههم پيچيدگى ابهامات به آن حد رسيد كه « شعر جاهلى » را در معرض تشتّت و نابودى قرار داد و در زمينۀ روايت، اختلالاتى چه از نظر زيادى و نقصان و چه از جهت تقديم و تأخير به آن عارض گرديد و حتّى حقائق آن، آنچنان دچار اختلاط گرديد كه براى هر عيبجويى سهل وآسان مىنمود تا آن را طبق ميل و مراد خويش تفسير و معنا كند...
لكن با همۀ اين احوال « شعرجاهلى » همچنان در مستواى فرهنگ زبان و معدن شواهد لغت و نحو و بلاغت باقى ماند...
آه كه چه بلايا و مصائبى كه بر سر اين شعر وارد نشد؟!
...بههرحال، بدين منوال زمانها و عصرها از پىهم آمدند و رفتند... و چرخ روزگار بر اين پايه مصيبت بارتر و شنيعتر از آن بگشت...تا ما را به همۀ آن فاجعهها به عصر جديد متّصل ساخت، عصرى با زشتترين فضاحت و رسوايى... روزگارى كه استعمار غربى مهاجم و متجاوز بر مدارس و مراكز علمى و تحقيقى ما، سبك و « شيوه »اى را تحميل نمود كه بر پايۀ صحيح و اصل استوارى قرار نداشت.
و در نهايت به تضعيف كينهتوزانۀ « پژوهشهاى عربى » منجر گرديد، تضعيفى كه نمىتوان در كلّ زبانهاى جهان ( كه جوانان در مراكز آموزش برحسب تفاوت درجات، آنها را فرا مىگيرند) نظير و مانندى براى آن جستجو كرد؟!
سپس رسوايى به درجۀ شگفت آور و ناگوارى رسيد، يعنى پس از گذشت سالها «لغتعربى» از محدودۀ همۀ علوم و فنون با شيوۀ حساب شدهاى حذف گرديد و روزى پيش آمد كه نونهالان و جوانان، لغت و زبان مادرى خويش را به عنوان يك «درس مشخّص» و محدود شده فرا مىگرفتند، درسى كه حتّى با آن مرزها و حدود حساب شده و تبهكارانه، بر انديشه و استعداد جوانان، بهويژه جوانان مرفّه، فوقالعادّه ثقيل و دشوار مىنمود 1.
شيطان آنگاه ظاهر گرديد كه (در كشورهاى عربى) دَرِ دانشگاهها بهسوى جوانان گشوده گشت و آنها با آن كيفيت فراگيرى لغت و سهل و حقير شمردن زبان خويش، وارد دانشگاه شدند...