60ناحيه اعجاز است، كفايت مىكند.
و نيز كاشف از امور و مسائل مهمّى است كه كاوشگر مسائل قرآنى و پژوهشگر در اعجاز قرآن، مستغنى و بىنياز از شناخت آنها نيست:
اوّل - بايد دانست كه در مقام مسئلۀ « اعجاز » اندك و بسيار قرآن يكسان است 1...
دوّم - اعجاز در ماهيّت نظام و ترتيب قرآن پايدار، محكم و ثابت است و همچنين « بيان و نظم » آن و تباين خصائص و ويژگىهاى آن با خصائص هر نظم و بيانى در « لغت عرب »... و سپس در ساير لغات بشرى ... و بعد در بيان جميع ثقلين، جن و انس متّحد و پشت به پشت يكديگر داده...
سوّم - كفّار، معاندين و مخالفينى كه توسّط اين قرآن مورد « تحدّى » قرار مىگيرند، اين قدرت تشخيص و تميز و استعداد را دارا هستند كه ميان « كلام بشر » و كلامى كه از سنخ كلام بشر نيست، تميز و تفاوت قائل شوند.
چهارم - كسانى كه به وسيلۀ قرآن « تحدّى » مىشوند، اين فهم و درك را دارند كه بدانند آنچه از ايشان خواسته مىشود تا همانند آن و يا ده سورۀ برخاستۀ مثل آن را بياورند، از قماش و نحوۀ بيانى است كه در ضمائر و وجدانهاى خويش بهراستى مىيابند كه خارج از جنس و سنخ بيان بشر مىباشد.
پنجم - هرگز مفهوم اين « تحدّى » آن نيست كه مطابق و همانند معانى و مفاهيم قرآنى آورده شود، بلكه خواسته شده است از كلّ مفاهيم، معانى و اغراضى را كه توانايى برساخت و خلق آنها را دارند، و در نفوس انسانى شايستگى قبول يا رد را دارا هستند، بياورند.
ششم - اين تحدّى براى ثقلين و همه جهانيان (انس و جن متّحد و دست به يكى...) تا روز قيامت ادامه واستمرار دارد...
هفتم - مسائلى كه در قرآن كريم « از اسرار و مكنونات غيبى و از دقائق تشريع و ظرائف قانونگذارى و از شگفتيهاى آيات خداوندگار در نظام آفرينش » وجود دارد، همه و همه از اين « تحدّى »اى كه منجر به « اعجاز » مىگردد، جدا و ممتاز است، هر چند كه بهطور كلّى، همۀ آنها برهانى بهشمار مىرود بر اين واقعيّت كه قرآن مجيد از جانب خداوند فرو فرستاده شده است ولى دليل بر آن نيست كه « اسلوب و بيان » آن