364در چنين شرايطى، هر اماره و علامتى براى انديشه و اراده و آگاهىهاى از قبل شكل گرفتۀ شخصى دربارۀ آنچه كه وحى مىآورد و نظام سير احتمالى آن، معمّاى پيچيدهاى خواهد بود كه سزاوار تأمّل و دقّت نظر مىباشد.
و حقيقتاً...چه مىتوانيم گفت به كسى كه فكر نكرده و نمىخواهد فكر كند؟ كسى كه اراده نكرده و نمىخواهد ارادهاش را بكار گيرد؟
كسى كه در مورد جريان آتىِ وحى و « پديدۀ » آينده نمىانديشيده است؟ و نمىخواسته خود را با اين انديشه مشغول كند؟
امّا او با اين وجود « كلمهاى » را مىبيند كه از خودش صادر شده و حاوى تفكّر و اراده و نظام مىباشد. حتّى گاه اين « كلمه » از جريان آتى وحى خبر مىدهد چنآنكه گويى پيش آگاهى عجيبى نسبت به آيات پس از خود دارد!! مشخّصۀ عمومى قرآن در نظر ما اين چنين آشكار مىشود، بدين اعتبار كه قرآن مجموعهاى است كه از اراده و تفكّر و نظم و حتّى از علمى كه ثمرۀ آمادگى قبلى است، صادر شده است.
اين ويژگى در حالات پيش آگاهى وحى با آوردن يك آيه تا حدودى شبيه پيشقراولان سپاه است كه جلوتر از سپاه حركت مىكنند و پرچم سپاه را به دوش مىكشند و موجب شناسايى سپاه مىشوند. اين همان هدف از استعمال مصدر است. زيرا معنى آن پيشآگاهى است و چنين كار روانى نمىتواند بدون اشتراك آگاهانۀ ذاتى صورت پذيرد. بنابراين از همان هنگامى كه روايت « پديدۀ قرآن » آغاز شد، زمانى كه بحران ادبى و ترديد در روح پيغمبر محو مىگشت، اين وحى شگفتانگيز بر او نازل شد كه:
« وبخوان قرآن را خواندنى - همانا ما بزودى گفتارى سنگين بر تو خواهيم افكند 1»
امّا وزن اين سخن سنگين چيست؟ وزن اين سخن تمام سنگينى قرآن است كه طىّ 23 سال بر پيامبر(ص) فرود آمده است، يعنى تا آخرين زمانى كه امين وحى بر پيامبر(ص) فرود آمد تا به وحى بر زبان وى خاتمه بخشد.
اين سنگينى چيست؟ اين سنگينى در واقع، سنگينى انديشۀ دينى و تجربۀ اخلاقى است. سنگينى ايمان يك چهارم بشريّت كنونى و در ترازوى تاريخ، سنگينى تمدّن اسلامى كه پايان بخش چرخۀ تمدّنهاى علمى جديد است.