356بايد منبعى شفاهى و غيرمكتوب باشد تا بتواند در دسترس يك فرد بىسواد (امّى) قرار بگيرد. و شايد در اين حالت يك « تلقين كنندهاى » وجود داشته باشد كه همواره و بدون اينكه پيامبر بداند، امور مربوط به دعوتش را در گوش او زمزمه مىكرده است.
نقطۀ خطاى چنين فرضيهاى در برابر دو واقعيّت بىچون و چراكه همان ارزش قرآن و ارزش « مَنِ » محمّد(ص) است، قرار مىگيرد. در نتيجه اين فرضيه ما را به تناقضى تاريخى و روانى مىكشاند، با اين وصف تنها راه آن است كه ما در خصوص همگونيهاى موجود در قرآن و كتاب مقدّس به اين نتيجه برسيم كه اين شباهتها هيچ ربطى به تأثيرى يهودى - مسيحى كه در محيط جاهليّت منتشر بوده ندارد چنآنكه با تعلّم آگاهانه يا ناآگاهانۀ پيغمبر نيز فاقد ارتباط است.
نتيجهگيرى فوق كه تاكنون بر ملاحظۀ وجوه تشابه استوار بوده، موقعى بيشتر حتميّت مىيابد كه ما ويژگىهاى خاصّ قرآن را در نظر بگيريم. واقعيّت آن است كه قرآن حتّى در تاريخ وحدانيّت كه رابطۀ خويشاوندى ميان قرآن و كتاب مقدّس نزديك است، همواره استقلال خود را از طريق علايم مشخّص و فراوانى نشان مىدهد، مثل علايم و ويژگىهايى كه در جدول مقايسهاى سورۀ يوسف گرد آورديم و نيز مثل ويژگىهايى كه در صحنۀ عبور بنى اسرائيل از درياى سرخ ذكر شده است. مطابق روايت تورات در « سفر هجرت »، فرعون و لشكريانش غرق مىشوند. امّا در روايت قرآن اين نمايش با نكتهاى غير منتظره و غير عادّى كامل مىگردد و آن « نجات جسمانى » فرعون است كه با معجزهاى از غرق شدن رهايى مىيابد. ليكن دانشمندان پژوهشهاى مصرى (مصرشناسان) به روايت تورات هجوم مىآورند و ادّعا مىكنند كه تاريخ پادشاهان مصر اختفاى فرعون معاصر حضرت موسى(ع) در درياى سرخ را ثبت نكردهاند! اكنون بدانچه كه در اين باره در قرآن آمده است دقّت كنيم:
« آيا حالا... در حالى كه تو قبلاً رو بر تافتى و از مفسدان بودى؟! پس امروز جسم تو را رهايى دهيم تا براى آيندگانت نشانهاى باشى 1».
مفسّران تورات، خصوصاً، تأييد تاريخى اختفاى فرعون را در مداركى جستجو كردهاند كه از زندگى« آمن حتب چهارم » - نام خاندان و سلسلۀ پادشاهى اين شخصيّت مصرى - سخن مىگويند. استاد هيلردو پارنتون 2دراين باره بر خاطرات